جوان آنلاین: در حالیکه روند کلی کاهش موالید در سالهای اخیر ادامه داشته، آمارها نشان میدهد تعداد فرزندان سوم و بیشتر در کشور رشدی ۵۰ درصدی را تجربه کردهاست. اگر کمی جدیتر به این آمارها نگاه کنید در مییابید مادران دهه شصتی که بین ۳۵ تا ۴۹ سال سن دارند و در سالهای انتهایی باروری خود به سر میبرند، با به دنیا آوردن فرزندان سوم به بعد یک جورهایی قهرمان رشد جمعیت کشور هستند و از آخرین ظرفیتهای باروری خود برای نجات جمعیت کشور بهره میگیرند. شاید به همینخاطر است که از نگاه صالح قاسمی، دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت، این افزایش درصد مرتبه ولادت سوم به بالا به معنی بهبود شاخصهای جمعیتشناختی نیست! وی در مواجهه با این آمار معتقد است با نگاه کارشناسی به این آمار در مییابیم نهفقط نگرانیها در موضوع کاهش جمعیت حلنشده بلکه طی چند سال آینده و با پایان سن باروری دهه شصتیها، روند کاهشی تولدها با شیب تندتری ادامه خواهد یافت.
سال ۱۴۰۰ بود که قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت از سوی رئیسجمهور شهید برای اجرایی شدن ابلاغ شد. قانونی که حالا در سال پنجم اجرای خود از نگاه کارشناسان و نمایندگان مجلس چیزی حدود ۵۰ درصد از آن اجرایی شده و بیشترین اثرگذاری آن را میتوان در کاهش ۵۰ درصدی سقط جنین و رشد ۵۰ درصدی موالید مرتبط با فرزندان سوم به بعد شاهد آن بود. این آمارها اگرچه بیتردید در سطح کلی روی آمارهای جمعیتی تأثیر مثبتی داشتهاند، اما با کنار زدن رویه ظاهری و نگاه کارشناسانهتر به ماجرا میتوان دریافت رشد موالید سوم به بعد در خانوادهها فارغ از تأثیر مثبتی که در روندهای جمعیتی دارد، اما آخرین توان جمعیتی مرتبط با متولدین دهه ۶۰ است و با پایان دوران باروری این گروه ممکن است آمارهای جمعیتی سقوطی بدتر از قبل را تجربه کند.
ارتباط آمار موالید با آمار مادران در سن باروری
تعداد موالید در کشور به دلیل سیاستهای تنظیم خانواده از سال ١٣۶۵ با شیب بسیار تند کاهشی شد. از سال ١٣٧٩ و با رسیدن بانوان پر تعداد متولد١٣۵٧- ١٣۶۵ به سن مادری، تعداد موالید موقتاً افزایشى شد و حتی در شرایط نامساعد بعد از سال ١٣٨٨ که اغلب شاخصهای اقتصادی و اجتماعى با رکود مواجه بودند، افزایش موالید ادامه یافت. این افزایش تنها به دلیل افزایش تعداد «مادران» بوده و تعداد فرزندان متوسط دو فرزند بود.
از سال ١٣٩۴ با عبور گروه قبلی از سنین باروری و رسیدن فرزندان کم تعداد ماحصل تنظیم خانواده (متولدین بعد از ١٣۶۵) به سن مادری، روند کاهشی موالید با سرعت بیسابقه آغاز شد و در سال ١٣٩٨ کاهش سالانه بهبیش از ١٧٠ هزار ولادت رسید. از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ بهرغم ادامه روند کمشدن تعداد مادران، با گفتمان گزارشی از وضعیت اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانى جمعیت ناشی از ابلاغ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، روند کاهشی کند شد. ولی در سال ١۴٠٣ با کمرنگ شدن اجرای قانون، مجدداً روند کاهشی سرعت گرفت ولی به شیب قبلی نرسید.
نقش مهم مادران دهه شصتی در رشد جمعیت
روند موالید از تعداد زنان متأهل ۲۰ تا ۳۹ ساله بیشترین تأثیر را میپذیرد.
۸۷ درصد تولدهای سالانه مربوط به مادران متأهل ۳۹-۲۰ ساله است و کاهش جمعیت آنها دلیل اصلی کاهش موالید است. بر اساس آمارها ۹/۶ میلیون نفر معادل ۷/۶۱ درصد متأهلین به زنان سنین انتهای باروری (۴۹-۳۵ سال) تعلق دارد و تنها ۹/۵ میلیون نفر معادل ۳/۳۸ درصد از متأهلین کمتر از ٣۵ سال سن دارند. بنابراین اکثریت زنان سنین باروری بالای ٣۵ سال هستند و قانون جوانی جمعیت نیز مانند تمام کشورهای توسعهیافته، بارداری این سنین را مجاز میداند و هرگونه ایجاد هراس از بارداری سنین بالا با عناوینی، چون بارداری پرخطر (که از زمان تنظیم خانواده باقی مانده) را ممنوع کردهاست، همچنان بعضی مسئولان و رسانهها بارداری سنین بالا را نامطلوب تلقی میکنند.
این در حالی است که برای جلوگیری از پیری جمعیت، الگوی تکفرزندی و دو فرزندی رهاورد تنظیم خانواده حتماً باید به الگوی سه فرزند و بیشتر تغییر مسیر دهد. به رغم وجود روند کاهشی در آمار موالید، تغییر تدریجى گفتمان فرزندآورى ناشى از تأکید رهبر شهد و در وهله بعد متأثر از تلاشهاى مختلف حاکمیت و گروههاى مردمى از جمله قانون جوانى جمعیت، منجر به روند افزایشی فرزندان سوم، چهارم و پنجم به بعد پس از قانون شد. به نحوی که درصد فرزندان سوم به بعد از حدود ١٨درصد در سال ١٣٩٩ به حدود ٢٧درصد در سال ١۴٠٣ رسید. (رشد ۵٠ درصدی) و از نظر تعداد نیز فرزندان سوم به بعد که در سال ١٣٩٩ برابر با ١٩۵هزار بودند، در سال ١۴٠٣ به ٢۶٣هزار رسیدند (رشد ٣۵درصدی). این در حالى است که کل تولدفرزندان رو به کاهش بودهاست.
آخرین تلاش دهه شصتیها
با وجود این نگاه کارشناسانه به رشد موالید در فرزند سوم به بعد تفسیر متفاوتی دارد. همچنانکه صالح قاسمی، دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت درباره این تغییر آماری به «جوان» میگوید: «در چند سال گذشته ما تغییر را در سطح تولد فرزندان دوم، سوم، چهارم و پنجم شاهد بودیم. به عبارتی در مرتبه ولادت سوم، چهارم و پنجم با افزایش درصدی روبهرو بودیم که معنی آن این است تعداد فرزندانی که سوم، چهارم و پنجم خانواده بودن افزایش داشتهاند. این خبر خوبی است و مفهومش این است که تابوی داشتن فرزند سوم، چهارم و پنجم شکسته است. به عبارت دیگر داشتن فرزند سوم به بعد سنتشکنی نیست و ضد ارزش محسوب نمیشود و جامعه به شدت با آن مقابله نمیکند و این پیام خوبی است که صد البته محصول مجموعهای از کنشگران حوزه جمعیت است.»
قاسمی در عین حال معتقد است این افزایش درصد مرتبه ولادت سوم به بالا به معنی بهبود شاخصهای جمعیت شناختی نیست.
وی درباره تفسیرش از رشد تولد فرزندان سوم به بعد اینگونه توضیح میدهد: همزمان که ما میگوییم درصد تولد بچههای سوم، چهارم و پنجم افزایش پیدا کردهاست، همزمان هم شاهد شاخص کاهش تعداد تولدهای کل کشور هستیم. یعنی روند کاهش تعداد تولدهای کل کشور همچنان ادامه داشتهاست. از سال ۱۳۹۴ که ما به آمارها نگاه میکنیم تا امروز، شاهد کاهش بیش از نیم میلیون تولد بودهایم. این خیلی معنادار است با این توضیحی که دادم در واقع ما میگوییم این اتفاق، اتفاق خوبی است که درصد تولد مرتبه ولادت سوم به بالا افزایشی بودهاست، اما در مجموع تعداد تولدها کاهشی است. پس در واقع نمیتوانیم بگوییم که شاخصها بهبود پیدا کردند و شرایط ما بهتر شدهاست. در واقع این خانمهای دهه شصتی هستند قبل از آنکه از سن باروری خارج شوند، از آخرین فرصتهای باروریشان استفاده میکنند و بعضاً صاحب فرزند میشوند که این خودش یک تعداد فرزند را به آمار ما اضافه میکند.
از نگاه این کارشناس جمعیت برای آنکه مشکل جمعیتی کشورمان حل شود باید دو گره مهم را باز کنیم؛ یکی گرههای اقتصادی و اختصاص بودجه برای اجرای تمام و کمال قانون جوانی جمعیت و دوم باز کردن گرههای ذهنی خانوادهها که با کمک رسانهها و برنامه سازیهای درست و منطقی امکانپذیر خواهد بود.